اول:کارگاه شعررهیاد
بعد از گذشت 4 سال از تشکیل انجمن رهیاد آخرین جلسه ی انجمن در تاریخ یک شنبه 1شهریور ماه 88 تشکیل شد .به منظور کارکرد بهتر و پویایی بیشتر دور جدید جلسات رهیاد به صورت کارگاه های تخصصی شعر ادامه خواهد یافت.
شاعران استان برای ثبت نام و دریافت کارت عضویت می توانند شنبه ۴ مهرماه از ساعت ۶ تا ۸ شب به محل انجمن مراجعه یا در طول شهریورماه با شماره تلفن ۰۹۱۷۳۰۴۷۰۶۳ تماس حاصل فرمایند.
دوم: شعر
حالا نشسته ام به پرم فکر می کنم
دارم به لحظه ی سفرم فکر می کنم
دارم به راه دور و درازی که پیش روست
دارم به بُـعد بغض غریبی که در گلوست
دارم به این که حس سفر زاده با من است
دارم به این که : آخر این راه رفتن است
دارم به دل گرفتن از این آب و خاک ها
دارم به باد ها و به پاییز و تاک ها
دارم به برگ ها ی رها فکر می کنم
دارم
به من
به تو
به شما
فکر می کنم
سوم: چاپ کتاب آکواریوم
مجموعه ی شعر شاعر خوب هم استانی مان مجید کوهکن توسط نشر ثالث به چاپ رسید. به مجید عزیز تبریک می گویم.دوستانی که مایل به تهیه این کتاب هستند می توانند از این هفته آن را در بخش کتاب انجمن رهیاد تهیه کنند.

به امید خدا انجمن رهیاد در فرصتی مناسب جلسه ی نقد کتاب مجید کوهکن را با حضور شاعران مطرح استانی و کشوری برگزار خواهد کرد.
چهارم : بررسی غزل امروز شیراز
چندی پیش به یکی از شاعران و دوستان قدیمی سر زدم . شاعری که حدود بیست سال است که می شناسمش و می شناسدم.
"نادر فخر آور" مشغول پی گیری پایان نامه اش بود. "بررسی غزل امروز شیراز" آن هم با استاد راهنمای سختگیر و دانشمندی همچون دکتر کاووس حسن لی ، کاری بس دشوار است. از قرار معلوم بیش تر از یک سال است که همه ی زندگی خود را وقف این کار کرده و قید کار و تدریس را هم زده است تا بتواند پایان نامه ای درخور را ارایه دهد. تورق و بررسی تیتروار کارهای انجام شده حدود دو تا سه ساعت وقت ما را گرفت و تازه فهمیدم که او چه کار راه سختی را شروع کرده و در پیش خواهد داشت . برای او آرزوی موفقیت می کنم .
پنجم: سیاست
کورت ونه گات در کتاب سلاخ خانه ی شماره پنج می نویسد : پدرم می گوید: " در داستان های تو آدم بدی وجود ندارند و همه خوب اند .می گویم : بله ، من این را در دانشگاه یاد گرفتم .
این را نقل کردم که بگویم : گاهی با خودم فکر می کنم که بیشتر دانشجویان ما که باید با پدیده های اطراف برخورد منطقی داشته باشند چه قدر شبیه فوتبالیست های ما هستند.
به نظر من اگر قرار بود همه ی آدم ها یک نظر و یک عقیده داشته باشند آدمی وجود نداشت. حسرت می خورم که چرا بیشتر مردم ما از بلوغ فکری و سیاسی به دورند ! خیلی ساده اسیر امواج می شوند و مثل پر کاهی بالا و پایین می روند . کاری به این ندارم که چه کسی در انتخابات محق بود و چه کسی محق تر، حرف من این است که من و برادرم هم ممکن است در این زمینه بحث کرده باشیم و هر کدام برای خود دلیل داشته باشیم و رای ما با هم کاملا متفاوت باشد، اما این اختلاف ـ که امری طبیعی است ـ به سایر شئون زندگی و روابط ما لطمه نمی زند. حالا چرا در جامعه فکر می کنیم که اگر کسی همراه ما نیست پس دشمن ماست؟! و بدتر این که ، کارهایی از ما سر می زند که ....بگذریم ؛ نه من حوصله ادامه بحث را دارم و نه شاید شما.
ششم: فصل نامه ی کولاژ
زمستان پیش با بچه های رهیاد دور هم جمع شدیم و تصمیم گرفتیم که فصل نامه ای منتشر کنیم و تقسیم وظایف هم کردیم. تنها کسی که کاملا به قول خود عمل کرد رامین خسروی بود که مسوول بخش شعر منظوم شده بود . بقیه کمابیش یادشان رفته بود که قولی هم داده اند . من هم که دیدم وقتی در همین گام های اول راه ، همراهانم دهن دره می کنند و حال ندارند ، از طرفی چاپ و گرفتن مجوز نشریه هم کار حضرت فیل است ، با خودم گفتم : دیگه نه! هر چی بی خودی برای ادبیات زحمت کشیدی بسه!
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت
تا این که چند روز پیش در رهیاد ؛ شماره اول فصل نامه ای را دیدم به نام کولاژ . آن چه در نظر اول جلوه می کرد طراحی و صفحه بندی چشم نوازی بود که هم متفاوت بود هم به جا
مجله هایی را دیده ام که با وجود متون خوب و قابل تامل به اسم متفاوت بودن و .... طراح ، هر پشتک وارویی که خواسته زده و بیشتر هم با کله به زمین خورده .بنابراین طراحی خوب و هدفمند کولاژ را که نتیجه هنر و زحمت دوست خوبم محمد سیار است ، به او تبریک می گویم !
مطالب آن اما ـ بی تعارف ـ ناهمگونی داشت ؛ نه از نظر معنا و مفهوم ـ که اتفاقا ناهمگونی اش لازم است ـ بلکه از نظر قدرت و ضعف متون و

نکته ی دیگر این که : این را به حودشان می گویم.
...یک مصاحبه و مقاله و چند شعر بسیار خوب در کولاژ هم خواندم . در کل انجام دادن این کار، هرچند با نقص بهتر، از انجام ندادش است . کسی که کاری نمی کند اشتباهی هم نمی کند و اشتباه سهم افرادی است که می خواهند یاد بگیرند . بنابراین به همه ی گروه کولاژـ کـه از دوستان خوبم هستند ـ تبریک می گویم.
هفتم
هفت شهر عشق را عطار گشت ...